تبلیغات
Onevp.ir - یک نقطه گریز - اپیزود آخر

اپیزود آخر

1392/02/9
16:12
پوریا مژده


در پُستی  در مورد جناب آقای «بهرام شیردل» بحث شده بود، چند نکته به فکرم رسید که با شما در میان می گذارم.
اپیزود اول) واقعا چه فرقی دارد که ما شیردل داشته باشیم یا نه؟! اصلا بیایید فکر کنیم چه فرقی دارد که ما چند تا بنای مشهور داشته باشیم.

فکر می کنم موفق ترین طرح چند سال اخیر ــ با تمام اما و اگرهایش ــ سینما «پردیس پارک ملت» اثر آقای «رضا دانشمیر» باشد. اصلا چقدر مهم است که ما چند بنای سینما پردیس پارک ملت داشته باشیم. سوال این است که اگر در تمام مراکز استان هایمان یک سینما پردیس پارک ملت داشتیم و هر کدامش را نه فقط رضا دانشمیر که آیزنمن و گهری و حدید و حضرات لوکوربوزیه و لویدرایت و گروپیوس و میس بزرگ اجرا کرده باشند آیا تفاوتی ایجاد می شود؟...

ما تفاوت را در چه می بینیم؟ در سینما پردیس های پارک ملت؟ یا موازی یا خطی بودن حضور بهرام های شیردل؟ اصلا بیایید دقیق تر شویم و با اعتماد به نفس بالا یک حکم بدهیم و وجود دانشکده ی معماری دانشگاه «شهید بهشتی»، به عنوان مهمترین مرکز تولید علم معماری در ایران را زیر سوال ببریم. بلند و واضح این سوال را بپرسیم که آیا اصلا تفاوتی دارد که دانشگاه تهران و شهید بهشتی و علم و صنعت و دانشگاه هنر آزاد سر چهارراه ولیعصر، «برنارد چومی» و «لیبسکیند» و... را پرورش دهند یا نه؟
از من می پرسید، می گویم: نه. واقعا کَک معماری ایران هم نمی گزد که اینها نباشند. در واقع ما نه سینما پردیس می خواهیم نه بهرام شیردل نه دانشکده ی معماری شهید بهشتی نه آیزنمن و نه جایزه ی معمار و ...
کات

اپیزود دوم) تعداد دانشجویان دانشگاه آزادهای استانی که من در آن زندگی می کنم از تمام دانشجویان معماری دانشگاه شهید بهشتی در تمام دوران های این دانشگاه، بیشتر است. هم اکنون بالغ بر 6 الی 7 هزار نفر در این استان، پشت رول نرم افزار اتوکد نشسته اند تا طرح های پایان ترمشان را ببندند. دانشجویان «کاردانی انتخاب هفت تکمیل ظرفیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کوه قاف» را می گویم؛ آنها هستند که هژمونی تمام نام ها را زیر سوال می برند؛ هژمونی بهرام شیردل و پیتر آیزنمن و دانشگاه aa لندن و جایزه ی معمار و گنبد «سانتاماریا دل فیوره» و «صفه ی استاد مسجد جامع اصفهان» اکنون چیزی جز اثر شماره سایز کفش های دها هزار نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد کوه قاف که بر خاک تاریخ حک شده اند، نیستند. نام های بزرگ فقط چند جمله اند بر روی دیوار فیس بوک شما و خیلی خوشبین باشیم در فصل آخر کتاب «وحید قبادیان» که منبعش روزنامه ی همشهری است! چرا که این وضع را دانشجویان دانشگاه کوه قاف تولید کرده اند.
با این اوصاف شما درباره ی دانشجویان شهید بهشتی چه فکر می کنید؟ یا درباره ی سینما پردیس ها؟ یا...
کات

اپیزود سوم) سوال اساسی که باید از خود بپرسیم این است که، کیفیت زندگی انسانها را سینما پردیس ها تعیین می کنند یا خانه هایی که کارمندان دولت در آن زندگی می کنند؟
بگذارید واضح تر بپرسم؛ خانه ی خوب باعث می شود که سینما و امر طراحی آن مهم شود یا سینمای خوب باعث می شود که ما زندگی خوبی در خانه هایمان داشته باشیم؟
خانه ها را خیل عظیم دانشجویان دانشگاه آزاد کوه قاف می سازند و معدود سینما ها را دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی. پروژه ی ایدئولوژیک «مسکن مهر» نیازمند فارق التحصیلان بی ادعای دانشگاه آزاد کوه قاف است تا برایش فاجعه ی «کوزو» در «شهر جدید پرند» را رقم بزنند و شهرداری تهران هم برای تولید مفهوم شهروند پاستوریزه و شهر با ادب نیازمند رضا دانشمیر است تا برایش سینما بسازد.
کات

اپیزود چهارم) در میان این تضاد، حال سیستم نیازمند این است که معیارهایی را تولید کند که با آن بتوان دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی را از دانشجویان کاردانی انتخاب هفت تکمیل ظرفیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کوه قاف سوا کرد و آن معیارها، مقالات علمی و کنکور است.
چه فاجعه ای می شود زمانی که شاخص ها و معیارها هم خود گرفتار تضاد شوند. آنجاست که باید گفت که وای به روزی که بگندد نمک!
معیارها در دستان «محمود گلابچی» و «احسان طایفه» و «مرتضی صدیق» و «راهیان ارشد» و «نشریه ی صفه» و هزاران نشریه ی علمی است که این آخری و تولید مقالات علمی اش مزحک ترین اتفاق ممکن را رقم می زند. تعداد زیاد مقالاتی درباره انرژی پایدار و ارتباطش با باد گیر و زیست بوم و...، انسان را به یاد این جمله ی «کارل مارکس» در «هیجدهم برومر لویی بناپارت» می اندازد که: "هر اتفاقی دوبار رخ میدهد، یک بار تراژیک و بار دیگر کمدی" که البته مورد بررسی ما، بخش اولش اخته است، چون بخش اول هم کمدی واقع شده. آن بخش اول پایان نامه های معماری است که باید ریز شد و از متولیان علمی و آقای شیر دل (نوعی) پرسید که بر اساس کدام نیاز و ضرورت جامعه ی ایرانی این حجم از موضوعات موزه و مراکز فرهنگی در پایان نامه ها مطرح می شود. بی شک آخرین کتاب تاریخی که اکثر ما مطالعه کرده ایم «تاریخ معاصر دوم دبیرستان» بوده است که اگر شانس آورده باشیم، تالیف «عمادالدین باقی اش» را خوانده ایم نا گفته تضاد موزه و تولید علم در شهید بهشتی و مجله صفه پیداست.
کات

اپیزود یکی مانده به آخر) از من می پرسید می گویم: نه. واقعا کَک معماری ایران هم نمی گزد که اینها نباشند. در واقع ما نه سینما پردیس می خواهیم نه بهرام شیردل نه دانشکده ی معماری شهید بهشتی نه آیزنمن و نه جایزه ی معمار و ...
آنچه ما نیاز داریم نظام معماریست و کار هر معمار وقتی مفید است و شاخص که در جهت این نظام حرکت کند. چند NGO معماری تاسیس کرده ایم؟ و این NGO ها چقدر در تغییر قوانین نظام مهندسی توانسته اند تاثیر بگذارند؟ چند بهرام شیر دل در این NGOها فعالیت دارند؟ چقدر آموزش معماری را از کلاسهای فوق برنامه ی اسکیس و راندو و آموزش رنگ آمیزی در 2 و نیم جلسه جدا کرده ایم؟ چند دانشجوی ارشد داریم که می توانند مقطعی از راه پله را صحیح ترسیم کند؟ چقدر به دانشجویانمان یاد داده ایم که آپارتمان های خوبی را ترسیم کنند؟ چقدر در حوزه ی نقد معماری و معماری اجتماعی موفق بوده ایم؟ چند معمار در عینیت با «طراحی اجتماعی» و تولید «سرمایه ی اجتماعی» در طرح آشنایی دارند؟ چقدر دانشجویانمان را با قوانین و تجارب معماری اجتماعی و مسکن در کشورهای جهان آشنا کرده ایم؟ چقدر شهروندانمان در خانه هایشان احساس می کنند که نیازمند رفتن به سینما هستند؟ و...
بدون کات

اپیزود آخر) هدف را گم نکنیم؛ زیست انسانها.
ببخشید طولانی بود اما از اینکه وقت صرف خواندنش کردید ممنونم.
پ.ن: عکس از فاجعه ی مسکن مهر در پروژه ی کوزو در شهر جدید پرند است. عکاس باشی میثم خان کاظمی.
HC

نویسنده :رضا ظُهرابی







موضوع: نقد و بررسی،
وبلاگی ساده برای دانشجویان معماری
.
بدون شک در دنیای امروز یکی از تاثیرگذارترین بخش های آموزشی،در فضاهای مجازی صورت می گیرد.در شرایطی که جست و جوی مطالب به شیوه های سنتی در دنیای مدرن امروز تا حدی اجتناب ناپذیر می نماید ،اما نمی توان نقش پررنگ محیط های مجازی را نادیده گرفت.شاید امروزه یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در گسترش دانش و ارتباطات دراین گونه فضاها،امکان به اشتراک گذاشتن نظرات و دیدگاه های انسان امروزی است.
متاسفانه آنچه در دنیای مجازی امروز شاهد آن هستیم،گسترش و انتشار موضوعات بدون در نظر گرفتن نیازهای خاص زمان است.اطلاعاتی فاقد طبقه بندی که به علت عدم درک درست از نیازاقشار مختلف ،صرفا به اشتراک گذارده می شوند و این گونه محیط ها ازآنجا که برنامه ی هدف داری بر روح موضوعاتشان حاکم نیست ،اغلب پس از مدتی بدون کارآیی و نتیجه ای تاثیرگذار عمرشان به پایان می رسد.
آنچه پرواضح است فقروبلاگ های علمی در حوزه های تخصصی دانش امروزیست.محیط هایی که اساس آن ها برپایه ی برنامه ای جامع و تاثیرگذار شکل گرفته باشد.
'یک نقطه گریز'' با رویکردی آگاهانه در جهت پیشرفت دانش و به اشتراک گذاری آن در حوزه ی تخصصی معماری ایجاد گردیده است.فضایی که مرزهای آن تمامی علاقه مندان به معماری را گرد هم می آورد و در قالب فضایی علمی، پیرامون مسائل مرتبط با معماری به گفت و گو می نشیند.
آدرس اصلی سایت www.onevp.ir
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به Onevp.ir - یک نقطه گریز است. || طراح قالب avazak.ir